القاضي سعيد القمي
53
اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )
إلى اللّه وإلى بيان كمالاتهم من حيث الجلاء والاستجلاء وإلى كونهم مظاهر لمحامد اللّه وكمالاته ومرايا لأنوار جماله وجلاله وإلى أن لهم المقام المحمود ولواء الحمد في اليوم
--> لقب داده وخصوصيت عدد هفت اشاره بمقامات سبعه بود كه هفت شهر عشق معروفترين نام آنهاست نفس قلب عقل روح سر خفى اخفى هفت شهر عشق را عطار گشت * ما هنوز اندر خم يك كوچهايم لغتا جمع مثنى وبرحسب نقل شرعي بر همه قرآن نيز اطلاق فرموده است كتابا متشابها مثاني در علت اين نامگذارى سخن باختلاف رانده بعضي گويند چون مكرر خوانده مىشود وتكرار سور ملالتآور نيست يا قصص قرآن مقدس مكرر شده است وبرخى معتقدند كه خصوص فاتحة الكتاب مقصود است كه هفت آية ودر نماز تكرار مىشود وبعضي از ثنا وبمعنى سپاسگزارى دانسته چه مشتمل بر بيان صفات خداست وبه عقيدة جمع ديگر چون حروف وكلمات آن مكرر است وهم گفتهاند كه دو بار نزول يافته در مكة ومدينه يا آنكه در آسمان وزمين تلاوت مىشود وازاينرو عالم ملكوت را عالم حمد نيز مىگويند ودر اصطلاح مفسران سورههائى كه از دويست آية كمتر واز مفصل بيشترست مثاني گويند ودرصورتىكه تجاوز كند مبادى است يكى از عرفا گويد قسمت أول فاتحة الكتاب مشتمل بر أسماء خاصه است وفيضان أنوار آن بر اسرار همگان مىتابد وقسمت ديگر ان صفات مربوط به بندگان است كه بدان وسيله قابل عروج وسير رقائى است كه از اسرار آن أنوار بمعارج اعتلا ومدارج ارتقا واصل مىگردد وبيان وتقرير آن اسرار چنين است كه نيازمندى به خدا يا دفع شر است يا جلب خير وهر كدام از اين دو يا بمنظور دنياست ويا آخرت پس چهار قسم بحصول آمد واينجا قسم ديگرى است كه اشرف اقسام است وآن توجه تام واقبال به طاعت خداوندست كه صرفا عبوديت باشد نه بيم واميد چه بنده چون مشاهده اسم اللّه كند طالب أو شود واز ما سوى اللّه منقطع گردد واگر مطالعهء نور رب كند از وى مطالبه خيرات نمايد اگر ملاحظه نور رحمن نمود خيرات دنيا يافت واگر پرتو رحيم تافت طلب عصمت از مضار آخرت واگر نور مالك يوم الدين منظور گردد از وى مسئلت مىكند كه از آفات دنيا وعذاب عقبى مصونيت پيدا كند وبر صراط ثابت بماند واز زمره نعمت دادهشدگان بحساب آيد واز مغضوبان وگمراهان محروم حضرت نباشد .